X
تبلیغات
زولا


من با اون

من با اون کلبه ای ساختم برای زندگی مجازی

امروز جمعه 15/8/88

 

 تا ساعت 3 خبری از اقای خونه نبود. چند بار خواستم یه خبری ازش بگیرم اما گفتم شاید خاب باشه. اخرم دلم طاقت نیورد. به گفته خودش "داشتم لباس میپختم و شام میشستم". امشب اقای خونه برام ماکارانی درست کرده(دست گلش درد نکنه).  

 

گرم صحبت بودیم یه یه پشه شد سوزه صحبتومون و کلی خندیدیم. از اون خنده های قشنگ که دلم میلرزه....

 

نوشته شده در شنبه 16 آبان‌ماه سال 1388ساعت 06:53 ب.ظ توسط آقا و خانم خونه نظرات (1)|


Design By : Night Skin

LinkDump
Archives
Links
Design
Specific
Others