X
تبلیغات
زولا


من با اون

من با اون کلبه ای ساختم برای زندگی مجازی

امروز۱۴/۱۰/۸۸ 

بالاخره بعد از مدتها دوری از خونمون ،‌امروز موفق شدم برگردم. 

مدتی بود که رفته بودم ماموریت کاری و بعدم که مشکلات زندگی و از این جور حرفا.... 

می بینم که خانم خونه این مدت خیلی فعال بوده و چند تا دوست جدیدم به جمعمون اضافه شدند. خداییش من حال می کنم از اینکه دوستای خوبی پیدا کردیم.  

دیروز خانمی از کار زیاد خونه گلایه داشت . نه اینکه تنبل باشه ها،‌ نه عزیزم امروز دو تا امتحان داره. واسه همین مجبور بود هم به کارای خونه مامانش اینا برسه و هم درس بخونه. دیشب تا پاسی از شب داشت درس می خوند.منم سعی کردم کنارش بیدار بمونم تا احساس خواب آلودگی نکنه ولی انقد خسته بودم که همون سر شب از پا افتادم. 

فکر کنم الان که دارم این پستو می نویسم سر جلسه امتحان باشه. امیدوارم موفق و سربلند بیرون بیاد.در ضمن جهت اطلاع همه بگم که خواهش خانمی (که توی پست قبل بهش اشاره کرده بود)پذیرفته شد و در حال انجام شدنه.(چه کار کنم خب، مگه من چند تا خانمی دارم؟ خودشم خوب میدونه که چقدر واسم عزیزه.) 

خانمی خسته نباشی....

نوشته شده در دوشنبه 14 دی‌ماه سال 1388ساعت 10:00 ق.ظ توسط آقا و خانم خونه نظرات (8)|


Design By : Night Skin

LinkDump
Archives
Links
Design
Specific
Others