امروز 20 /8/ 88
تقریبا نزدیک یک هفتست که از اقای خونه بی خبرم(دلم براش تنگناک) شده. اقای خونه از صبح زود میره اداره و اخر شب میاد خونه. وقتی هم میاد اینقدر خستس که
اومده و نیومده چشماش بسته
میشه وحتی شامم نمیخوره. صبحام واسه اینکه بیشتر بخوابه فکر کنم
قید صبحونه خوردنم میزنه.
اومدم بگم اقای خونه پول ارزش داره اما نه به اندازه سلامتیت
.دادن قرض و وامهات خوشحالم میکنه
اما نه به اندازه دیدن چهره شاد
و خندونت. اگه اینجوری پیش بره خدایی نکرده خستگی روحی هم به خستگی جسمیت اضافه میشه.
بیشتر مراقب خودت باش عزیزم.....
------------------------------------------------------------------------------------------
آقای خونه:
سلام خانمی.من اگه تو رو نداشتم باید چه کار می کردم؟
تو خیلی واسم عزیزی. یکی از مهمونامون ازت غلط املایی گرفته بود. منم الان مجبور شدم توی این پست غلطها رو اصلاح کنم. آخه عزیزم پس توی این دانشگاه به شما چی یاد میدند؟
ولی در عوض کلی کیف کردم از سلیقه خوبت برای انتخاب این شکلکها. دست گلت درد نکنه.
دوست دارم دوست دارم دوست دارم ....
سلام اقای خونه چرا به خانمی ایراد گرفتین من شوخی کردم دیگه اینکه صبحها بعد اینکه ای دیمو چک می کنم تا اف های دیشبمو بخونم خودمو مهمون کلبه گرمتون می کنم خیلی خوشبختین این خونه این اقا و خانم مهربون منم تنها بهتون حسودیم میشه اما نه انقدر که براتون ارزوی خوشبختی نکنم
شلام من باژ امدم خونتون لام میدین بیام تو مهمون نمی خواین
سلام من باز صبحانه نخورده خودمو مهمونتون کردم حالتون چطوره بابا اینا رو که دیروز خونده بودم از تجربیات جدیدتون برام بنویسید راستی بازم مهمونم میشین ؟ خوشحال میشم
سلام تنهای عزیز
واقعاْ خوشحالمون میکنی که مرتب بهمون سر می زنی.
به روی چشم در اولین فرصت بهت سر می زنیم.
به امید دیدار